نوشته شده توسط یک ساله در تاریخ پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 |
بدون تیتر
17:9یه لحظه فک کن
سال ها رو یه موضوعی کار کرده باشی
کلی کتاب و مقاله خونده باشی
تو کلی کلاس و اردو های مختلف شرکت کرده باشی
و همه آرزوت این باشه که همه ی این آموخته هات رو به کسایی که بعد تو میان انتقال بدی
از خودت خیالت راحته
این که تو این چند سال با یکم تخفیف کم نذاشتی
ولی این که حالا چرا انقدر مضطربی نمیدونم
شایدم به خاطر سختی کاره
اینکه تو بابت تک تک کلماتت مسئولی
بابت همه حرفات
شاید هم میترسی میترسی از اینکه نکنه نتونی حق مطلبو ادا کنی
نکنه تو کلامت صداقت نباشه و
اونوقته که...
خدایا کمکم کن
نوشته شده توسط یک ساله در تاریخ جمعه سی و یکم تیر 1390 |
سلام
10:59دوباره سلام
نوشته شده توسط یک ساله در تاریخ سه شنبه سی و یکم خرداد 1390 |
آقا شرمنده ایم
18:45نوشته شده توسط یک ساله در تاریخ چهارشنبه چهاردهم مهر 1389 |
شهدا کمک
23:3نوشته شده توسط یک ساله در تاریخ یکشنبه یازدهم مهر 1389 |

">